یک ماهیگیری بریتانیایی به نام جان هرینگتون (John Harrington Keene) در کتاب «ماهیگیر تجربی» (Practical Fisherman, 1881) به تفصیل به تکنیکهای کاربرد دِرایفلای (پشه خشک) پرداخت. کتاب دوم او به نام «تجهیزات ماهیگیری، مواد و سازندگان» Fishing Tackle, Its Materials and Manufacturer, 1883)) تمامی روشهای ماهیگیری را که امروزه در انگلستان کاربرد دارد در برمیگرفت. اما کتاب سوم او که در آمریکا نوشته شد «ماهیگیری با پشه و ساخته پشه» (Fly-Fishing and Fly-Making,1887) تاثیر چشمگیری روی پشههایی که امروزه میسازیم داشت. میتوان گفت این کتاب اولین کتاب پشهبافی بود که در آمریکا چاپ میشد. در کتاب او نحوه بافتن انواع دِرایفلای برای شبیهسازی مِیفلای، استونفلای و میج توضیح داده شده بود.
انتشار دو کتاب به نامهای «پشههای شناور و چگونگی آرایش آنها» (Floating Flies and How to Dress Them, 1886) و «ماهیگیری با پشههای خشک در تئوری و عمل» (Dry Fly Fishing in Theory and Practice, 1889) توسط فردریک هالفورد (Frederick M. Halford) محبوبیت دِرایفلای را دو چندان کرد، تا حدی که باعث شد خیلیها فقط با این روش ماهیگیری کنند. لازم به ذکر است که این کتابها با همکاری یک فلای فیشرمن (ماهیگیر) درجه یک به نام جورج ماریات (Captain George Selwyn Maryat) نوشته شد. آنها به مدت شش سال در رود تِست (Test) مشغول مطالعه و آزمایش در مورد فلای فیشینگ بودند.
هالفورد ماهیگیری با دِرایفلای را این گونه تعریف کرد: وقتی ماهیها دارند برای گرفتن حشرات روی آب فعالیت میکنند، پشهای را که بیشترین شباهت (از نظر سایز و رنگ) به آن حشرات دارد انتخاب کنید و پشه را به صورت شناور به کار بگیرید. پشه باید به صورت طبیعی حرکت کند و کشش نخ توسط آب حالت طبیعی حرکت پشه را از بین نبرد. در عین حال ماهی نباید ماهیگیر و چوبش را ببیند. او در کتاب «حشرهشناسی پشه خشک» (Dry Fly Entomology) در اواخر قرن نوزدهم، ۱۰۰ پشه برتر را معرفی کرد. او به مزایای بیشمار استفاده از دِرایفلای، وِت فلای (پشه تَر) و نیمف اشاره کرده بود.
همانطور که در بخش قبل اشاره کردیم، نخهای تابیده ابریشمی از قرن نوزدهم جای موی اسب را گرفتند. این نخها پرتابهای بلندتری داشتند اما در هنگام پرتاب گره میخوردند و این مشکل باعث شد یک تنظیمکننده (Regulator) به طرح چرخها اضافه شود. در عین حال این نخها خیلی سریع آب را به خود جذب میکردند و ماهیگیران برای استفاده از آنها باید مواد مختلفی را روی نخ میزدند تا شناوری آنها بیشتر شود. تا این که در دهه ۱۸۹۰ نخهای ابریشمی جدید با پوشش جدید عرضه شدند.
پشههای معروف و تاثیرگذار متعددی در قرن ۱۹ معرفی شدند که از آن میان میتوان به گِرینولز گِلوری (Greenwell’s Glory) و اینویکتا (Invicta) اشاره کرد. اینویکتا که هنوز هم یکی از پشههای بسیار کارآمد به حساب میآید، ابداع یک فلای فیشرمن به نام جیمز اوگدِن (James Ogden) بود. اوگدن یک پشهباف و ماهیگیر توانا بود که کتاب « پشهبافیِ اوگدن» Ogden on Fly Tying را در سال ۱۸۷۹ به چاپ رساند. علاوه بر آن، چاکهای جدید (تور دستی) و کارآمدی برای بیرون آوردن ماهی طراحی کرد و ایده استفاده از چوبهای کوتاه به جای چوبهای ۱۱ تا ۱۶ فوتی را مطرح ساخت. یکی از چوبهای طراحی شده توسط او مولتوم این پراوو (Multum in Parvo) نام داشت که یک چوب بامبوی ۸ فوتی بود.

پشه کوئِل گوردون (Quill Gordon)
در پایان جنگهای داخلی آمریکا در سال ۱۸۶۵، قزلآلاها (منظور خانواده تِرات) در شرق کم شدند. در دهه ۱۸۷۰ ماهیان خال قرمز بیشتر وارد آمریکا شد. این قزلآلاها محتاطتر بودند و پشههای جذاب (Attractor) کم کم داشتند جایشان را به پشههای رئالیستیکتر (واقعیتر) میدادند. در اواخر قرن ۱۹، ماهیگیران آمریکایی از جمله تئودور گوردون (Theodore Gordon) برای صید ماهی بروک (Brook) که در کوههای کستکیل (Catskill) نیویورک فراوان بودند از پشه استفاده میکردند. ماهی خال قرمز هم از آلمان به این منطقه آورده شدند. خیلی از این ماهیگیران پترنهای جدیدی ساختند و مقالات متعددی در مورد فلای فیشینگ نوشتند. این موضوع باعث محبوبیت این روش در این منطقه و کل ایالات متحده شد. گوردون بافت پشه را از «کتاب ماهیگیر امریکایی» (The American Angler’s Book, 1864) آموخت و با پشهبافان بریتانیایی مثل هالفورد و اِسکواِس (Skues) در ارتباط بود تا مهارتهای خود را تقویت کند. او در پترنهای بریتانیایی تغییراتی ایجاد کرد تا آنها را با ظاهر حشراتی که در رودهای بِورکیل (Beverkill) و نِورسینک (Neversink) بودند هماهنگ کند.
گوردون روی گرایش آمریکاییها به دِرایفلای تاثیر زیادی داشت. دِرایفلایهای سبک کستکیل (Catskill Style) با فعالیتهای او پایهگذاری شدند. اولین پشه این سب ک که شناوری بسیار خوبی داشت کوئِل گوردون (Quill Gordon) بود و دیگر پشههای این سبک مثل آدامز (Adams) و هِندریکسون (Hendrickson) هم طی سالهای بعد ظهور یافتند.
در قسمتهای بعد به تحولات و رشد فلای فیشینگ در قرن بیستم خواهیم پرداخت.

































