بعد از جنگهای داخلی بریتانیا، فلای فیشینگ پیشرفت زیادی کرد و افزایش علاقه به این ورزش باعث شد کتابهای متعددی چاپ شود. ساخت لوازم اختصاصی از اوایل قرن هفدهم آغاز شده بود. در ابتدا چوبها فاقد حلقه بودند ولی در بعضی چوبها یک حلقه در نوک چوب وجود داشت. از اواخر این قرن بود که چوبها حلقهدار شدند. این نوآوری باعث شد ماهیگیران در هنگام مبارزه با ماهی بتوانند کنترل بهتری روی نخ داشته باشند، اما این تاثیر چندانی روی مسافت پرتاب نداشت، چون خاصیت نخها در آن زمان طوری بود که زیاد پرتاب نمیشدند.

کتاب «هنر ماهیگیری»

نمونه پشههای قرون وسطی و رنسانس
کتاب «هنر ماهیگیری» (Art of Angling) در سال ۱۶۵۱ نوشته توماس بارکِر (Thomas Barker) شامل مهمترین پشهها برای آبهای بریتانیا میشد و یکی از کتابهای مهم در تاریخ فلای فیشینگ به حساب میآید. خود بارکِر در آن دوران یک راهنمای ماهیگیری بود. پشههای کتاب او را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: یکی پشههایی که هِکل آنها به صورت پالمِر (Palmer) ساخته میشد (هکل در طول بدنه پیچیده میشد) و بال نداشت و دیگری پشههای بالدار که نامشان را مِیفلای (May flie) گذاشته بود.
در سال ۱۶۵۳، ایزاک والتون (Izaak Walton) کتاب «ماهیگیر کامل» (The Compleat Angler) را منتشر کرد و با انتشار این کتاب، به مهمترین فرد در زمینه ماهیگیری تبدیل شد. والتون روی فلای فیشینگ معطوف نبود و بیشتر کتاب به ماهیگیری با طعمه اختصاص یافته بود. این کتاب طی یک دوره ۱۰ ساله نوشته شد و از سبک نوشتههای او این طور بر میآمد که او علاقه بسیار زیادی به طبیعت دارد. راهبه بارنز به جزییات زیادی در مورد فلای فیشینگ اشاره کرد، اما والتون در کتاب خود به آن روح و جان بخشید و به محبوبیت این ورزش کمک زیادی کرد. لوازم معرفی شده هم چندان تفاوتی با لوازم کتاب بارنز نداشت. والتون برای رود لی (Lea) که در آن ماهیگیری میکرد نمونههای ریزهماهی (minnow) و کرم (worm) را بهترین نمونه ها برای صید قزلآلا معرفی کرد. او نحوه ساختن نخ و رنگ مناسب برای چوب و نخ را نیز توضیح داده بود.
کتاب «ماهیگیر کامل» بسیار پرفروش بود و چند بار با اضافاتی تجدید چاپ شد. برای چاپ پنج، والتون از دوست خود چارلز کاتِن (Charles Cotton) دعوت کرد تا بخش فلای فیشینگ را گسترش دهد. این نسخه در سال ۱۶۷۶ منتشر شد. کاتِن نحوه بافت و گره زدن انواع موی اسب برای ساخت نخ ماهیگیری را توضیح داده بود. این نخ که در انتها باریک میشد ۵٫۵ متر طول داشت. همچنین حدود ۶۵ پشه با توضیحات کامل معرفی شده بودند و زمان استفاده از آنها بر اساس تغییرات فصلی نوشته شده بود. روشهای فلای فیشینگ و پشهبافی هم گسترش یافته بود. برخی کاتِن را پدر فلای فیشینگ مدرن میدانند.
فرد دیگری که در آن زمان در فلای فیشینگ مطرح شد یک سرباز به نام رابرت ونابلز (Colonel Robert Venables) بود. او کتاب «ماهیگیر مجرب» (The Experienced Angler) را در مدتی که در زندان بود نوشت و در سال ۱۶۶۲ چاپ کرد. اولین پشه برعکس (upside-down) در این کتاب آمده بود. هدف او ساخت پشهای بود که رو به بالا شنا کند، به طوری که در حین حرکت در جریان آب پرها روی پشه تا شوند. در این کتاب، به طور کلی تمرکز روی تکنیکهای فلای فیشینگ بود و پشه دیگری به جز این پشه معرفی نشده بود. پشه برعکس طی سالهای بعد مورد تقلید پشهبافان دیگر قرار گرفت.
در عین حال، کاپیتان انگلیسی ریچارد فرانک (Richard Franck) اولین کسی بود که به صید سالمون (ماهی آزاد) با پشه در اسکاتلند پرداخت. او در صید قزلآلا و سالمون با پشه مصنوعی خبره بود.
لازم به ذکر است که در سال ۱۶۵۵ شخصی به نام چارلز کِربی (Charles Kirby) یک قلاب جدید را برای ماهیگیری طراحی کرد که فرم این قلاب تا به امروز تغییر زیادی نداشته است. فرم خمِ قلاب کِربی بِند (Kirby bend) نام دارد.
تحولاتی که تا قرن هفدهم روی گرفت پایههای فلای فیشینگ را بنا کرد. از قرن هجدهم میلادی این ورزش به شکلی که امروز میبینیم در آمد و تحولات زیادی در حوزه لوازم صورت گرفت. در بخش بعد به سیر تحولی فلای فیشینگ در قرن هجدهم خواهیم پرداخت.
































